تبلیغات
بازی های رایانه ای - نقد و بررسی alan wake
تا اطلاع ثانوی غیرفعال است.

پیرامون...

 

لینکستان

 

لینک آباد

 

آمار

:: تعداد مطالب :
:: تعداد نویسندگان :
:: آخرین بروز رسانی :
:: بازدید امروز :
:: بازدید دیروز :
:: بازدید این ماه :
:: بازدید ماه قبل :
:: بازدید کل :
:: آخرین بازدید :
 

امكانات

 

نظرسنجی

به نظر شما کدام یک از گزینه های زیر میتواند بهترین سازنده ی بازی در جهان باشد؟






 

 

نقد و بررسی alan wake

نویسنده:سپهر هادیزاده تاریخ:پنجشنبه 13 مرداد 1390
ALAN WAKE
بررسی ابعاد شخصیت Alan







یه بازیساز هرجقدر هم که اقتصادی فکر کنه ، هر چقدر هم که نسبت به اصل بازی بی تفاوت باشه ؛ حتی اگه فقط به فروش و سود نهایی بازی فکر کنه باز هم به یک المان در بازیش اهمیت میده ... اون المان "Graphic" هست . درسته که خیلی از بازیساز ها ، یا بهتر بگم اکثر اونها به گرافیک مطلوب نمیرسن ، اما حداقل این چیزی هست که برای رسیدن بهش تلاش میکنن .

یه بازیساز هرچقدر هم که اقتصادی فکر کنه ، هر چقدر هم که نسبت به اصل بازی بی تفاوت باشه ؛ باز هم دلش نمیخواد فرد Gamer وقتی بازیشو انجام میده پیش خودش سازنده رو سرزنش کنه! دلش نمی خواد گیمر موقع انجام بازی اذیت بشه! پس بعلاوه Graphic ،به Game play ـه بازی اهمیت میده ! این کار نه تنها خرج زیادی برای تیم سازنده و کمپانی ناشر نداره ، بلکه در صورت خوب عمل کردن به فروش بیشتر بازی هم کمک میکنه!


یه بازی ساز ، یه Gamer هم هست! به بازی خودش و هر بازی دیگه علاقه داره. دوست داره تاجایی که میتونه بازی خودش رو پرورش بده . تا اونجا که بودجه تایین شده اجازه میده خرج بازی میکنه! به Music & sound میرسه و هرچقدر هم که بازی ساز بی ذوقی باشه به داستان تا حدی که Game play رو قابل تحمل کنه بها میده!


اما یه تیم سازدنده که یک سطح از بقیه تیم ها بالا تر باشه ، خوش ذوق تر باشه ، بیشتر به بازی که میسازه بها بده و مهم تر از همه عاشق کارکتر های بازیش باشه .... علاوه بر اینکه تا بیشترین حد توان به المان های بالا اهمیت میده ، برای داستان و شخصیت پردازی اون ارزش قائل میشه!
Naughty Dog , Bungie , Kojima Productions , Remedy تعداد کمی از تیم ها و شرکت های بازی سازی هستند که عاشق بازی که میسازن هستن و تا اونجا که شرایط و امکانات اجازه میده بازی خودشون رو به کمال نزدیک میکنن . امسال Remedy بلاخره بعد از حدود 6 سال ، بازی خودش یعنی ALAN WAKE رو عرضه کرد . Remedy تو این 6 سال هیچ تاریخ عرضه ای برای بازی خودش تایین نکرد تا بخاد تاخیر کنه و تاریخ عرضه رو به عقب بندازه . در جواب تمام سوالات در مورد تاریخ عرضه بازی سکوت کرد . حتی یک بار در جواب سوال یکی از خبرنگار ها که پرسید "بازی کی عرضه میشه؟" گفت : "هر وقت کار ساخت ـش تموم بشه! " و همه اینها برای این بود که تیم سازنده با آرامش کامل و بدور از هر زمان بندی روی کار ساخت مراحل بازی تمرکز کنه .

همه اینا برای این بود که Remedy عاشق ALAN WAKE بود و نمیخواست هیچ عاملی باعث کاهش کیفیت بازی بشه و از هر عامل و فرستی استفاده میکرد که هرچه بیشتر به زیبایی بازیش اضافه کنه!

یکی از این بخش های مورد توجه Remedy شخصیت Alan ، ظاهر Alan و روابطش با اطرافیان بود ...




 

شخصیت Alan(مدل واقعی)





سال 2004 که یک سال از release اثر قبلی Remedy یعنی دومین شماره از شاهکار زیبا و به یاد ماندنی Max Payne میگذشت . این تیم با انرژی کامل و هیجان حاصل از پیروزی عنوان قبلی به طور رسمی کار بر روی عنوان ALAN WAKE رو که پیش از این مقدماتش رو فراهم کرده بود شروع کرد و در قدم اول به دنبال یک مدل مناسب برای شخصیت Alan گشت . بعد از مدتی بررسی مدل های لباس و بازیگر های سینما و تئاتر نوبت به Ilkka Villi رسید . Remedy با Ilkka Villi تماس گرفت و از وی درخواست کرد برای تست چهره و حرکات بدن به استودیو آمده و در صورت تایید با هم به توافق برسند . نظر اولیه Villi بعد از تماس Remedy در مورد پروژه خیلی جالب هست :

نقل قول:

ilkka villi :

من اطلاعات زیادی در مورد بازی های کامپیوتری ندارم ، وقتی انها با من تماس گرفتند تصویر ذهنی من یک بازی مثل "mario" بود! به این فکر میکردم که چه کمکی از دست من بر می آید!




 





پس از تست شخصیت ، Villi به مضاق Remedy خوش اومد . remedy برای بیشتر اشنا شدن Villi با دنیای Game نسخه ای از Max Payne را به وی داد . Villi هم که تا اون لحظه خیلی با Game آشنایی نداشت برای اولین بار با Max payne به دنیای گیم سلام کرد .

نقل قول:

ilkka villi :


خیلی هیجان زده بودم! بازی رو شروع کردم ، پس از مدتی بازی کردن احساس کردم حسابی به آن معتاد شدم! گاهی در حال انجام بازی احساس میکردم ستون فقراتم منجمد شده!
برای اولین بار متوجه شدم اتمسفر و جو یک بازی چقدر میتونه قوی باشه!


جالبه بدونید بین تمام بازیگران کارکتر های مختلف Alan Wake فقط Villi فنلاندی هست . بقیه بازیگرها از USA هستند .



نقل قول:

i ilkka villi :

با توجه به این که کار ساخت بازی خیلی متفاوت با کار سینما و تئاتر است و من جلوی یک پرده آبی باید به چهره ام حالت بدهم ، اما این بازی بهترین جایی است که میتوانم در ان تجربه ای شبیه به عناوین هالیودی داشته باشم ، چون فیلم های فنلاندی هیچ وقت تا این حد وسیع و گسترده توزیع نمیشوند!


 

شخصیت Alan(قبل از گیمـ پلی)



 

همیشه بودن بازی هایی که به شخصیت پردازی کارکتر هاشون اهمیت زیادی دادن . اما تعداد خیلی کمی از اونها موفق شده از پس تمام جوانب بر بیاد و یک کارکتر کامل و مهم تر از اون، یک بازی کامل خلق کنه. Remedy با بازی Alan Wake تونست ثابت کنه یکی از معدود بازی ساز های کمال گرا هست که قدرت اینو داره که علاوه بر رعایت تمام جوانب ، یکی از زیبا ترین شخصیت پردازی های ممکن رو ارائه بده. واقعا کار آسونی هم نیست که یک سازنده بتونه کارکتری کامل خلق کنه که هم نو باشه و هم کم ترین اقتباس رو از کارکتر های دیگه داشته باشه .سازنده یک بازی باید برای کارکترش تایین کنه که قبل از ورود به گیم پلی چه اعتقاداتی داشته ، چه حوادثی رو پشت سر گذاشته یا حتی با چه افرادی دوست یا دشمن بوده . بعضی سازندگان از این میزان فراتر رفته و بیوگرافی کامل کارکتر خودشون رو از نام افراد خانواده تا شغل های صابق ، قد و وزن رو در اختیار گیمر میذارن.

عده خیلی کمی از بازیساز ها ، در شرایط بهتر ، یک سطح هم بالا تر اومده و به طرز لباس پوشیدن ، مدل موها ، فرم راه رفتن ، تن صدا و هماهنگی همه اینها یا گیم پلی و داستان توجه میکنن! و تازه همه اینها که به بهترینن شکل انجام شد باید تمام المان های دیگه بازی از گرافیک تا گیم پلی به بهترین شکل پیاده بشه ! چون بدون گیم پلی لذت بخش و گرافیک مطلوب کارکتر نمیتونه محبوب بشه و تا وقتی محبوب نشه تمام مراحل بالا از شخصیت و بیوگرافی گرفته تا شکل ظاهری کوچک ترین ارزشی نداره! به طور مثال سری بازی های Resident Evil همواره بهترین گرافیک ، خاطر انگیز ترین گیم پلی و دلچسب ترین موزیک و داستان رو داشتن . به علاوه به شخصیت پردازی هم خیلی بها داده شده بود . با این وجود تقریبا تمام تلاش سازنده ها در بخش شخصیت پردازی بر روی بیوگرافی متمرکز شده بود و تمام شناخت گیمر از کارکتر به پشینه اون قبل از گیم پلی بر میگشت . حالا این پیشینه می تونست طی یه کات سین قبل از شروع بازی ، نسخه های فرعی برای کنسول های دیگه ، فیلم های ساخته شده از روی بازی یا حتی تو دفتر چه ها و کتاب هایی که همراه با نسخه های limited edition یا collectors edition بازی عرضه می شد به گیمر منتقل بشه . اما همون طور که گفتم همه در پیشینه خلاصه میشد و در گیم پلی تاثیر خاصی نمیزاشت . به همین دلیل در عمل تفاوت زیادی بین کارکتر های این سری با بازی های عادی دیده نمیشد.
از معدود بازی هایی که در اونها همه جوانب مخصوصا شخصیت پردازی رعایت شده میشه به Assassin's Creed ، Resident Evil ، Splinter Cell ، Metal Gear Solid و خیلی بازی های دیگه اشاره کرد. امروز میتونیم Alan Wake رو هم به این لیست اضافه کنیم!


چند پاراگراف بالاتر چه المان هایی رو معرفی کردم ؟ بیاین همه اون ها رو با شخصیت Alan مطابقت بدیم . Remedy ادعا کرده در ساخت Alan Wake به همه چیز توجه شده ، گفته که از رنگ بندی کت Alan تا شکل مو ها و ته ریش همه به نوعی برای تکمیل شخصیت پردازی Alan طراحی شده . در ادامه با من همراه باشید تا ببینیم Remedy تونسته از پس این هفت خوان بر بیاد یا نه ؟





نو بودن کارکتر و دارا بودن کم ترین اقتباس ؛ همون طور که گفتم اولین اولویت برای هر بازی هست . وقتی میگم کم ترین اقتباس به خاطر اینه که غیر ممکن ـه ما بتونیم یک کارکتر کاملا جدید ایجاد کنیم . دلیلش هم اینه که خوب اگه یک نگاه به لیست بازی های ساخته شده تا امروز بکنیم میبینیم 90 درصد بازیهایی که کارکترش انسان ، فرشته یا شیطان بوده ، بلاخره از تفنگ یا انواع سلاح های دور بُرد یا نزدیک بُرد ، سرد یا گرم استفاده شده . پس برای یک کارکتر که قراره با اسلحه کار کنه و در هر دقیقه ده ها نفر آدم رو به خاک و خون بکشه ما نمیتونیم از شخصیت یک مهندس تازه فارغ التحصیل شده که با معضل بیکاری و مشکل ازدواج دست و پنجه نرم میکنه استفاده کنیم!

نتیجه اینکه ما برای ساخت یک بازی یک سری شخصیت محدود داریم . دلایل محدودی هم داریم که به بهانه اون ها کارکتر رو به گیم پلی دعوت کنیم . دلایلی مثل انتقام ، پول ، کار برای سازمان های سری و ...

اما در مورد Alan Wake من شخصا کارکتر مشابهی، حداقل توی بازی ها به ذهنم نمیاد! یعنی تا الان کارکتری نداشتیم که نویسنده باشه ، داستان جنایی تخیلی بنویسه ، بعد خودش وارد داستان خودش بشه و مدتها در طول گیم پلی متوجه این موضوع نشه!


سازنده باید تعیین کنه که چه حوادثی قبل از گیم پلی برای کارکتر افتاده ...؛
Alan یک آدم کاملا معمولی بود . یک آدم کاملا معمولی و البته معروف . Alan یک نویسنده داستان های جنایی با درون مایه تخیلی بود که کتاب هاش فروش خوب و طرف دارای زیادی داشتن . اما 2 سال قبل از حوادث بازی و بعد از انتشار کتاب ذهن Alan به نوعی قفل میشه . این قفل شدن ذهن یا creators block به نوعی یک بیماری هست که ممکنه برای هر هنرمندی مخصوصا نویسنده ها اتفاق بیوفته . البته شاید درست نباشه اسمش رو بیماری گذاشت ، چون این اتفاق به هیچ وجه به خاطر عوامل خارجی یا ویروس و باکتری اتفاق نمیوفته . به نوعی خود مغز طی شرایطی سلاح میبینه که بعضی از بخش های پر تحرک تر رو بلوکه یا به تعبیری تعطیل کنه .
مدتی میشه که Alan و Alice تو زندگی دچار یک سری مشکلات زناشویی شدن که ظاهرا به دلیل رفتار Alan هست . اونها به پیشنهاد Alice به یک تعطیلات آرام به یک شهر خوش آب و هوا یعنی Bright Falls میرن . هنوز مشکل زناشویی اونا پابرجا هست اما به نوعی سعی میکنن وانمود کنن اتفاقی نیوفتاده. که البته بعدا Alan متوجه میشه که تعطیلات بهانه بوده و Alice ،
اAlan رو برای درمان به Bright Falls آورده .

فکر میکنم در مورد پیشینه کارکتر قبل از گیم پلی بشه گفت Remedy عالی عمل کرده . یک پیشینه کامل و راضی کننده که هر کس با خوندن اون به Alan و بازی Alan Wake علاقه مند میشه .
یک سطر پایین اومده و از یک سطح بالا تر به بازی نگاه میکنیم . گفتم که بازی ساز های خلاق تر در مرحله ی بعد به یک سری مسائل کوچک تر دقت میکنن :


طرز لباس پوشیدن ، مدل موها ، فرم راه رفتن و...
؛ در مورد Alan Wake باید بگیم که کارگردان هنری بازی چیزی در حد یک شاهکار تحویل داده! اگر به شخصیت آدم ها ، چه افرادی که در کوچه و خیابون میبینید ، چه کارکتر هایی که تو فیلم ها و سریال ها هستند دقت کنید متوجه میشید که شخصیت کسی که تیشرت می پوشه خیلی با کسی که سویشرت میپوشه فرق داره . کسی که کت چرمی میپوشه یک شخصیت داره و کسی که کت نخی یا پشمی میپوشه یک شخصیت دیگه ، کسی که کت ساده میپشه یک جور فکر میکنه و کسی که کت ساده با وصله میپوشه یک جور دیگه!

لباس اصلی
Alan در بازی یک کت ساده خاکستری پشمی هست که پشت آستین هاش وصله داره . به گفته سازندگان این کت از رنگ بندی گرفته تا وصله ها ، نماد شخصیت Alan به حساب میاد . ثابت تر از کت ، کلاه Alan هست که از بالای کت بیرون زده . در قسمتی از بازی که نوعی Flash Back هست Alan رو با لباس دیگه ای میبینیم که همچنان با اون کلاه Set شده .





کت پشمی (خاکستری)
بیشتر مربوط به یک فرد نسبتا جدی ، کم حرف ، اصول گرا و واقع بین هست . همه ی این صفات از صفات اصلی Alan به حساب میاد که در طول بازی متوجه اون میشید .

کلاه پارچه ای یه تیکه
صرف نظر از این که جدیدا نماد بعضی رپر ها شده در حالت عادی مربوط به افراد خانواده دوست ، ایده عال گرا و کلا انسان های مثبت میشه .

مدل مو رو به بالا (کرنل)
این مدل مو هم بیشتر مورد استفاده انسان هایی میشه که در وحله اول لباس پایه اونها کت یا نهایتا پیرهن ، شلوار پارچه ای و کفش چرمی هست . این دسته افراد معمولا سعی میکنن با شخصیت و به نوعی Gentleman به نظر بیان ، همه چیز رو از دید منطق بررسی میکنن ، از مد های زود گذر چه در حیطه مدل مو و چه در مدل لباس پیروی نمیکنن و بیشتر پایبند به مدل های ثابت و تثبیت شده هستند .

ته ریش
مربوط به افرادی میشه که از نظر ظاهری علاقه ای به صاف و سیقلی کردن پوست خودشون ندارن و از طرفی نمیخوان ریش پر پشت داشته باشن . این تیپ افراد معمولان از همون الگوریتمی که برای موارد بالا گفتم پیروی میکنن . مخصوصا توضیحاتی که در مورد کت چرمی دادم بر این تیپ افراد هم دلالت میکنه ؛ با این تفاوت که این افراد ترجیحا انسان های جدی نیستن و گاهی آدم های خوش ذوق و شوخ طبع هم شامل میشن .




خوب من شرایطی رو برای به وجود آوردن یک شاهکار مطرح کردم و بعد اون شرایط رو با Alan Wake مطابقت دادم و دیدیم که Alan Wake از پس همه اونها به خوبی و بهترین شکل بر اومد . فهمیدیم که Alan یک کارکتر نو و کامل بوده و علارقم جدید بودن کاملا برای ایجاد یک گیم پلی لذت بخش مناسب هست . متوجه شدیم که Alan قبل از گیم پلی یک پیشینه جالب و پیش درامد خوب برای ادامه یک داستان ناب داشته و یک بیوگرافی که هماهنگی کامل با شخصیت Alan و حوادث داستان داره و بعد از اون شکل ظاهری Alan که از لباس گرفته تا ته ریش و مدل مو به طور کامل با شخصیت و پیشینه اون همخوانی داره .
الان میدونیم که Remedy فکر همه چیز رو کرده و از پس همه این ها به زیبا ترین شکل ممکن بر اومده ... اما یه چیزی رو رو فراموش کردیم ! یکی از مهم ترین نکات : گیم پلی

درسته که
Remedy تا این لحظه همه چیز رو خیلی خوب برای بازی تعریف کرده اما خیلی مهم ـه که همه اینها در گیم پلی بازی هم تاثیر بذاره . میدونید ؟ خیلی ساده هست که من یک بازی بسازم ، قبل از شروع بازی یک رمان ـه کامل به خورد گیمر بدم بعد اونو تو یک گیم پلی خیلی عادی قرار بدم و هر چند دقیقه یک بار طی یک کات سین داستان رو جلو ببرم . کاری که در یک بازی ساده ، مثل بازی های سبک RPG طراحی شده برای موبایل به راحتی قابل پیاده سازی هست! و بعد افتخار کنم که داستان و شخصیت پردازی بازی من شاهکار هست! اما برای افتخار خیلی زوده ! قدرت یک بازی ساز وقتی به نمایش در میاد که بتونه همه اون شخصیتی که خلق کرده و داستانی که ساخته رو در حین گیم پلی به نمایش بذاره . Remedy تونسته از پس خوان هفتم بر بیاد ؟ به بخش گیم پلی میریم تا به جواب این سوال برسیم!







شخصیت Alan (در طول گیمـ پلی)





بخش گیم پلی بازی اونچنان چیز جدیدی از شخصیت Alan برای ما روشن نمیکنه اما همه جای بازی و در حال گیم پلی صحنه هایی رو میبینیم که به نوعی اثباتی بر تعاریف قبلی از شخصیت Alan هست!
در اولین صحنه از بازی وقتی که Alan در حال کابوس دیدن از یک عامل ناشناخته فرار میکنه با اولین نشانه از شخصیت یک نویسنده اشنا میشیم . در این صحنه Alan رو میبینیم که با سرعت از دست تاریکی (همون عامل ناشناخته) در حال فرار هست . با سرعت به طرف یک مکان نسبتا امن فرار میکنه و چه در حال گیم پلی چه در کات سین ها تا حد ممکن به پشت سرش نگاه نمیکنه! چرا ؟ چون همون طور که در توصیف یک فرد با کت پشمی و مدل موی کُرنل گفتم Alan یک فرد منطقی و واقع بین هست . یک فرد منتقی میدونه که وقتی از دست چیزی مثل تاریکی فرار میکنه نگاه به پشت سر بی منطق ترین کار ممکنه!

دلیلش هم واضحه ؛ اگر به پشت سرش نگاه کنه و ببینه تاریکی خیلی بهش نزدیک شده ، در نتیجه باید سریع تر حرکت کنه تا زود تر خودشو به جای امن برسونه . اگر به پشت سرش نگاه کنه و ببینه سرعت تاریکی کم شده و عقب مونده ، باز هم سری میدوه تا هرچه بیشتر از این عامل خطر فاصله بگیره . اگر به پشت سرش نگاه کنه و ببینه خبری از تاریکی نیست ، باز هم باید خیلی زود خودش رو به مکانی امن برسونه چون هر لحظه ممکنه سر و کله تاریکی یا هر عامل خطر دیگه ای پیدا بشه ... پس Alan باید فرار کنه! باید سریع فرار کنه! در هر حالت باید به دویدن ادامه بده پس ، نگاه به پشت سر هنگام فرار کاری کاملا بیهوده هست! علاوه بر این که نگاه به پشت سر مقداری از وقتش رو برای فرار تلف میکنه!

نکته دیگه ای که از همین فرار میشه به اون اشاره کرد خسته شدن Alan هست که خیلی زود اتفاق میوفته . شاید بشه گفت بعد ازهر 30 قدم که Alan با سرعت زیاد میدوه خسته میشه و نیاز به استراحت داره . چرا ؟ چرا انقدر زود ؟ خسته شدن کارکتر در اثر دویدن معمولا موردعلاقه بازی ساز ها نیست! گیمر ها هم علاقه ای ندارن که هر چند قدم مجبور به استراحت باشن . پس چرا Remedy این حالت رو در بازی گذاشته ؟ چرا توان Alan رو برای دویدن خیلی بیشتر نکرد که هم گیمر از خسته شدن Alan و نیاز اون به استراحت کلافه نشه و هم به جنبه رئال بازی لطمه نخوره ؟

جوابش اینه که Alan یک نویسنده هست! نویسنده ای که بیشتر ساعات روز پشت ماشین تایپ یا کامپیوتر شخصی خودش میشینه و کار هاش رو انجام میده و اگر هم از خونه بیرون بیاد و جایی بره - در صورت طولانی بودن مسافت - با ماشین میره . اون یک ورزش کار نیست پس طبیعی هست که اگر کمی سرعت دویدنش رو از حالت عادی بیشتر کنه خیلی زود خسته میشه و همون طور که در گیم پلی شاهد هستیم خم شده و شروع به نفس نفس زدن میکنه .

Alan بیدار میشه و متوجه میشه تمام صحنه هایی که میدیده قسمتی از کابوس هاش بوده ، به Alice نگاه میکنه ، لبخند میزنه و به اون اطمینان میده که همه چیز مرتبه ؛ چیزی از کابوس به Alice نمیگه . همین لبخند Alan نشون میده که علارقم مشکلات زناشویی که بین خودش و Alice هست علاقه ای به نگران کردن همسرش ندره ، Alan یک فرد خانواده دوست هست . و باز اثباتی هست بر همون توصیف فردی با کلاه پارچه ای که در بخش قبلی بهش اشاره شد .

برای اثبات شخصیت فردی با ته ریش میشه به چند ثانیه بعد از بیدار شدن Alan اشاره کرد ، رفتار اون با افرادی که روی کلک هستند . خیلی صمیمی ، مقداری جدی و با حرکات و رفتار یک Gentleman !

بعد از اون Alan برای گرفتن کلید وارد کافه میشه . در همون بدو ورودش به کافه پیش خدمت اونجا یک دختر جوان ، زیبا و خوش اندام به نام Rose رو میبینیم که پشت میز ایستاده . به Alan سلام میکنه و اماده میشه که مثل هر مشتری دیگه به اون خدمات بده . بعد از چند ثانیه Alan رو میشناسه . از این لحظه به بعد فقط بالا پایین پریدن های Rose و تعریف و تمجید اون از Alan رو شاهد هستیم! شروع میکنه به گفتن حرف هایی مثل این که من عاشق شما هستم ، عاشق رمان های شما ، کار شما حرف نداره و خیلی خوش حالم که اینجا میبینمتون .

در حالت عادی هیچ مردی بدش نمیاد که دختری با این شرایط ازش تعریف کنه ! اما Alan اصلا احساس خوبی نسبت به این موضوع نداره . در حالی که RoseAlan رو ستایش میکنه اون فقط سرش رو میندازه پایین و به اطراف نگاه میکنه ، سرش رو میاره بالا ، آماده میشه که حرفش رو بزنه و بعد با دیدن پرحرفی های Rose باز لبخند میزنه و اطراف رو نگاه میکه . لبخند از روی شادی نیست ،طوری به نظر میاد که انگار Alan میخاد خطاب به Rose بگه "لطفا خلاصه اش کن!" و نشون از بی میلی Alan نسبت به Rose هست که همون طور که قبلا در توصیف شخصیت Alan گفته بودم ، Alan یک انسان خانواده دوست هست و کسی نیست که به همسرش خیانت کنه .

در همون صحنه و با اشاره Rose به پوستر Alan و رمانش ، Alan برمیگرده و پشت سرش پوستر خودش رو میبینه که رمان معروفش رو در دست گرفته . بعد از یک نگاه کوتاه به پوستر طوری سرش رو برمیکردونه که از چهره اش اینطور بر میاد که انگار پیش خودش خطاب به پوستر میگه "لعنتی ، بازم تو ؟!" که این هم نشون از بی میلی فعلی Alan نسبت به شهرت و دردسر های اون داره و نشون میده که اگر هم Alan این عکس رو با این فیگور رمان به دست گرفته به دلیل درخواست ناشر کتاب برای تبلیقات بیشتر بوده نه میل شخصی خودش .


بله ، همون طور که فکر میکنم شما هم نتیجه گیری کردید ، Alan Wake نه تنها یکی از زیبا ترین بازی های این نسل هست که تمام المان های لازم رو در خودش جا داده ، بلکه یکی از زیبا ترین شخصیت پردازی های تاریخ رو هم به خودش اختصاص داده . حالا میتونم با استناد به شرایطی که در ابتدای متن برای خق یک شاهکار تایین کردم Alan Wake رو یکی از شاهکار های نو ظهور این نسل معرفی کنم . اگر چه به نوعی اونقدر به داستان و شخصیت پردازی اهمیت داده شده که کمی جای گیم پلی رو تنگ کرده ، اما باز چیزی از زیبایی بازی کم نمیکنه . بازی کارکتر های زیادی داره ، درسته که بقیه کارکتر ها هم به زیبایی Alan طراحی شدن ، اما از اونجا که اون عمق لازم رو ندارن که به اندازه کارکتر Alan نیازی برای بحس و اثبات داشته باشن از معرفی اونها صرف نظر میکنم ...






برچسب ها: